جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 23 بهمن ماه سال 1386
اس ام اس عاشقانه به مناسبت ولن تاین
بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی
 

 ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم ...
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد


ای که دور از من و یاد منی....با خبر باش که دنیای منی
شادیت شادی من...غصه ات غصه ی من
قلب من خانه تو...خانه ات قبله ی من

 
بیا شب‌های هجران را سحر کن...
به عشق خود دلم را شعله‌ور کن..
در این شبهای سرد بی‌ترنم...
لبانم را پر از شیر و شکر کن
 

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست...
اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری!
 
 
عشق در لحظه ای پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان ،
این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است .
 
 
There is no time so pleasant as Live time
خوش تر از ایام عشق، ایام نیست
 
 
بدترین نوع فراق زمانی هست که کسی رو که دوست داری در کنار خودت داشته باشی ولی بدونی هیچ وقت نمی تونی مالکش بشی.
 
 
اگر رفتم تو یادم کن...
 اگر مردم تو خاکم کن...
اگر ماندم در این دنیا...
 به مهر خود تو شادم کن
 
 
در رویاهای کودکانه آموختم به چیزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم اما ناگهان او همه ی فکرم شد .
 
 
عشق حقیقی هرگز کسی که به حقیقتی رسیده نمی تواند ان را برای دیگری تعریف کند و کسی که ادعای دانستن حقیقت را دارد تنها آن را از دور دیده است. همانند پروانه ای که وقتی در آتش سوخت دیگر زنده نیست
 
 
می دونی دوست یعنی چی؟ د:داشتن و:اونیکه س:ستایش کردنش ت:تمومی نداره
 
 
 صدا کن مرا که صدایت زیباترین نوای عالم است صدا کن مرا که صدایت قلب شکسته ام را تسکین میدهد صدا کن مرا تا بدانم که هنوز از یاد نبرده ای مرا نشسته ام تا شاید صدایم کنی صدایم کنی ومحبت بی دریقت را نثارم کنی
 
 
 گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.
ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم....
 
 
یک عشق عروج است و رسیدن به کمال ، یک عشق غوغای درون است و تمنای وصال ، یک عشق سکوت است و سخن گفتن چشم ، یک عشق خیال است و....خیال است و....خیال
 
 

سه شنبه 9 بهمن ماه سال 1386
عشق و ازدواج

 


شاگردی از استادش پرسید: عشق چست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاوراما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.استاد پرسید:چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق یعنی همین


شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد به سخن آمد که:به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم .
استاد باز گفت:ازدواج هم یعنی همین


 
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
منو وبلاگ

آذر 1387

ش

ی

د

س

چ

پ

ج

 

 

 

 

 

 

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

 

 

 

 

 

 

آرشیو

موضوع بندی


شناسنامه کامل من...

شمارشگر

تعداد بازدیدکنندگان : 112639


عناوین آخرین یادداشت ها