جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 31 تیر ماه سال 1386
درس هایی که آموخته ام
آموخته ام که تو نباید خودت را با بهترین کارهایی که دیگران می توانند انجام دهند مقایسه کنی. بلکه خود را بهترین کارهایی که خودت می توانی انجام
دهی مقایسه کن.
 
آموخته ام که آن چه روی می دهد چندان مهم نیست مهم کاری است که هنگام روبه رو شدن با آن اتفاق انجام می دهیم
 
آموخته ام که زمان زیادی نیاز است تا من به آن شخصی تبدیل شوم که آرزویش را دارم
 
آموخته ام که تو همیشه باید به افرادی که دوستشان داری عشق بورزی زیرا شاید امروز آخرین باری باشد که آن ها را ملاقات می کنی
 
آموخته ام که تو می توانی راه های زیادی را برای رسیدن به هدف امتحان کنی . زمانی که فکر می کنی دیگر قادر به ادامه نیستی .
 
ّآموخته ام که ما در برابر آن کاری که انجام می دهیم مسئول هستیم .
 
آموخته ام که یا تو رفتارت را کنترل می کنی یا رفتارت تو را کنترل می کند.
 
آموخته ام که انسانهای قهرمان کسانی هستند که وقتی نیاز به انجام کار باشد بدون تو جه به نتیجه آن تمام سعی خودشان را می کنند .
 
آموخته ام که من به همراه بهترین دوستم می توانیم هر کاری انجام دهیم یا هیچ کاری انجام ندهیم ولی بهترین زمان را داشته باشیم .
 
آموخته ام که گاهی او قات از کسانی که انتظار داری در هنگام شکست تو را یاری کنند. سخت ترین ضربه را خواهی خورد.
 
آموخته ام که گاهی حق دارم  عصبانی شوم اما این حق را ندارم که ظالم و ستم کار باشم..
 
 

شنبه 30 تیر ماه سال 1386
اندیشه های یک هفته
اندیشه های یک هفته

روز شنبه:
آیا می دانی که برای رشد یافتن باید اول  خاک شدن را تمرین کرد؟

روز یک شنبه :
اگر می خواهی از زندگی لذت ببری ، هر کاری را جدی بگیر و بدان که تو برای انجام آن بهترین هستی.

روز دوشنبه :
تو جانشین خداوندی ، پس مثل یک انسان مقدس زندگی کن !

روز سه شنبه :
هیچ انسانی بدون سرمایه ی عمر به دنیا نمی آید . پس ببین چگونه آن را خرج می کنی .

روز چهارشنبه :
آدمهای فقیر ولخرج تر از پولدارها هستند ، زیرا ثروتمندان از ترس فقر خسیس می شوند و فقرا چیزی برای ترسیدن ندارند .

روز پنج شنبه :
نقاش ، نویسنده و عکاس ، از کاینات کپی بر می دارد و اثرش شاهکار می شود .

روز جمعه :
در قطرات باران رمزی است که باید به آن گوش کنیم . الفبای ترنم رود است . اگر گوش کنیم قادریم که لایق فردوس باشیم و از آن لذت ببریم . زیرا در بهشت ، نهر ها جاری است !!!

جمعه 29 تیر ماه سال 1386
سخنانی از بزرگان۲

1.     تواضع بیجا آخرین حد تکبر است .

لابرویر


2.     هیچکس بدبخت تراز کسی نیست که همیشه خوشبخت است .

هلندی


3.     آنها که غائب اند ، کمال مطلوب اند و حاضرین معمولی و پیش و پا افتاده اند .

گوته


4.     در دعوا اولین مشت را بزن و محکم هم بزن .

جکسون براون


5.     فقط به ندای کودک درون خویش گوش بسپار نه هیچ ......

کریستیان بوبن


6.     سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست .

رنان


7.     با مردمان نیک معاشرت کن تا خودت هم یکی از آنان به شمار روی .

ژرژهربرت


8.     با تقوی و خوبی میتوان سعادت آفرید .

زنون


9.     برای شب پیری در روز جوانی چراغی باید تهیه کرد .

پلوتارک


10. هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده .

براون


11. امید با مرگ هم به گور نمی رود .

شیلر


12.  مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانی ها را از بین می برد .

دیل کارنگی


13. هر چه نور بیشتر باشد ، سایه عمیق تر است .

گوته


14. همه زیبایی های بی پیرایه ازعشق سرچشمه می گیرند،اماعشق از چه چیز سرچشمه می گیرد؟ عشق از جنس چیست ؟ این فرا طبیعی از کدامین طبیعت جاری شده است؟ زیبایی زاده ی عشق است. عشق زاده ی توجه و اعتناست ، توجه ای ساده به ساده ها . توجه ای متواضعانه به هر آنچه که متواضع و بی پیرایه است . توجه ای زنده به همه ی زندگی ها .

بوبن

 


پنجشنبه 28 تیر ماه سال 1386
راه های حال گیری(قسمت اول)

راه ۱: روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن! ﴿این روش برای افرادی که غیر از سادیسم ، رگه هایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه!﴾

راه ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زودتر راه بیفتن!

راه ۳: وقتی می خواین برین دست به آب ، با صدای بلند به اطلاع همه برسونین!

راه ۴: وقتی از کسی آدرسی رو میپرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین!

راه ۵: کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون ، به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنین!

راه ۶: همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین!

راه ۷: جدول نیمه تمام دوستتون رو حل کنین!

راه ۸: توی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنین!

راه ۹: وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستن مرتب کانال رو عوض کنین!

 

راه ۱۰: از بستنی فروشی بخواین که اسم ۵۴ نوع از بستنیها رو براتون بگه!

راه ۱۱: در یک جمع ، سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین!

راه ۱۲: به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین!

راه ۱۳: وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین!

راه ۱۴: وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین!

راه ۱۵: موقع ناهار توی یک جمع ، جزئیات تهوع و ﴿گلاب به روتون﴾ استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین!

راه ۱۶: ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین!

راه ۱۷: بوتیک چی رو وادار کنین شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاش رو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچکدوم جالب نیست و سریع خارج بشین!

راه ۱۸: شمعهای کیک تولد دیگران رو فوت کنین!

راه ۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین!

راه ۲۰: وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته!

راه ۲۱: صابون رو همیشه کف وان حمام جا بذارین!

راه ۲۲: روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین!

راه ۲۳: وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده!

 

راه ۲۴: وقتی کسی در یک جمع جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود!

راه ۲۵: چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین!

 


چهارشنبه 27 تیر ماه سال 1386
ایمیلی از سوی خدا

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می‌کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی مشغولی ،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی. وقتی داشتی این طرف و آن طرف می‌دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی. یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم. با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی. متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی، سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری. بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی. نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری ... باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب ...، فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی .اشکالی ندارد. احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی. خوب، من باز هم منتظرت هستم؛ سراسر پر از عشق تو ... به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی ...

 

دوست و دوستدارت : خدا

 


   1      2      3      4    >>
 
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
منو وبلاگ

شهریور 1387

ش

ی

د

س

چ

پ

ج

 

 

 

 

 

 

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31

 

 

 

 

 

آرشیو

موضوع بندی


شناسنامه کامل من...

شمارشگر

تعداد بازدیدکنندگان : 60711


عناوین آخرین یادداشت ها